شش ماهگی آلا
گلی خانومم سلام مامانی.خیلی تنبل شدم.حوصله هیچیو ندارم.حتی حوصله ندارم بیام و اینجا بنویسم.نمیدونم چرا اینطوری شدم.
عزیزم امروز بردیمت بهداشت.وزنت شده هشت کیلو و پنجاه گرم.البته با لباس هشت و دویست بودی.صد و پنجاه ازش کم میشه.شما ماهی یه کیلو رو اضافه نکردی مثله آرش جون.قدت هفتاد و دو سانت بود.دور سرتم چهل و سه و نیم.اونا که میگن همه چیت خوبه.تقریبا داری رو نمودار میری.
مامانی واکسنتو زدن کلی جیغ و گریه کردی.ولی زود آروم شدی.از اتاق اومدیم بیرون گریت بند اومده بود.امیدوارم اذیتت نکنه نازنینم.
خوب از پیشرفتای این ماهت بگم.خیلی چیزی یادم نمیاد.😁
یه پونزده بیست روزی هست که جلوی موهات تاب برداشته.این یعنی اینکه موهات به داداشت نرفته.😕رنگ موهاتم روشن شده.انگشت خوردنت کمتر شده.بیشتر وقتی میخوای بخوابی انگشتتو دهنت میذاری.دمر میشی و انگشتتو میمکی تا خوابت ببره.اینقده ناز میخوابی.یا خوابت بیاد و خودت نتونی اینطوری بخوابی،میبرم میذارمت تو تخت،پتوت رو هم میدم دستت و خودم میام بیرون.حتما باید پتوت تو دستت باشه تا انگشتتو بذاری دهنتو بخوابی.☺خیلی با مزه ای ناز من.😘
بعضی وقتا شروع میکنی حرف زدن.همینطوری یه چیزایی میگی.قابل نوشتن نیست ولی خیلی بامزس.هر کی میشنوه میگه میخواد حرف بزنه.
در کل بچه آرومی هستی.😍اذیت کن و نق نقو نیستی.میتونم بذارمت و با خیال راحت کارمو بکنم.خیلی گریه زاری راه نمیندازی.
چرا چیزی یادم نمیاد.😕



شش ماهگی آلا
